خرید بک لینک

all about easter nowruz1 خواندنی هایی از عید باستانی نوروز

تاریخچه ی عید نوروز

نـوروز، جشن شکوهمند ایران باستان، گویای پیشینه ی تابناک میهن ما و جلوه ای مهم از فرهنگ غنی مردم ایران است.
نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن روسـت که یک قــرارداد مصنـوعی اجتماعـی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان اســت و روز شادمانـی زمین، آسمان، آفتاب، جــوشِ شگفتـنـی ها و شـور زدن ها و سـرشـار از هیجان هر آغاز.نوروز گذشت زمان و دگرگونی های دوران را شاهد بوده و پیوسته با آمد و رفت الهام بخش خود پایان فصلی دیگر را به ساکنـان این سرزمین کهنسال اعلام کرده است. نوروز، تجدید خاطــره بـزرگـــی است. خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. گذشت سال هــای دراز نه تنها از شکوهمندی سنّتهای نوروزی نکاسته بلکه روشنگر این واقعیت بوده که بزرگ داشت نوروز و گرامی داشتن سنتهای آن با احساس و اندیشه ایرانی، پیوند ناگسستنی یافته است…

نوروز

ابوریحان بیرونی در (التفهیم) در پاسخ به این سوال که: نـــوروز چیست؟ می نویسد: « نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو، نام کردند زیـرا که پیـشـانی سال نو است و آنـچه از پس اوست از این پنج روز، همه جشنهاست و ششم فروردین ماه نوروز را بزرگ دارند، زیرا که خسروان بدان پنج روز حق های خشم و گروهـان بگزاردندی و حاجت ها روا کـردنـدی، آنـگاه بدین روز ششم خلـوت کردندی، خاصگان را و اعتقاد پارسـایان اندر نـوروز نخستین آنست که اول روزی است از زمانه و بدو فلک آغازید گشتن.»
نوروز نامه منسوب به خیام آمده اســت که: « سبب نهادن نوروز آن بوده است که چـون دانستند که آفتاب را دو دور بـوده یکی آن سیصد و شست و پنج روز و ربــعی از به اول دقیـقه حمـل باز آید، بـه همان وقت هر روز که رفته بود بدین دقیـقه نتواند آمدن چـه هـر سال از مدت همی کم شود، چون جمشــید این دو را دریـافت انوروز نام نهاد و جشــن آیـین آورد. پـس ازآن پادشاهـان دیـگر مردمان بدو اقتدار کردند.»
ابوریحان در آثار الباقیه، می نویسد: « برخی از علمای ایران می گویـند: سبـب این کـه ایـن روز را نـوروز می نامند این است کـه در ایـام تهمورث صـائبه آشکار شدنـد و چون جمشید بـه پادشاهی رسید دین خود را تجدید کرد و این کار خیلی بزرگ به نظر آمد و آن روز را که روز تازهای بود، جمشید عید گرفت.»

نوروز جشن کهن ایرانی

نوروز یکی از کهن ترین جشن های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان ،مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می گیرند توصیف شده است.
پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیده بود. در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.

زمان نوروز

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می شود. در دانش ستاره شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم کره شمالی زمین به لحظه ای گفته می شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.
در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می شود و روز آغاز سال محسوب نمی شود.

all about easter nowruz2 خواندنی هایی از عید باستانی نوروز

واژهٔ نوروز

واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به کار می رود:
۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»
ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می نامیدند.
واژه نوروز در الفبای لاتین
در متن های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No،Now،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می شوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیان گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم اکنون در نوشته های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می رود.

پیشینه نوروز

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به عنوان پایه گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.
برخی از روایت های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می دهد. بر طبق این روایت ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی گردد. همچنین در برخی از روایت ها، از زرتشت به عنوان بنیان گذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.

نوروز در زمان سلسله هخامنشیان

نگاره مراسم پیشکش هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط می دانند.کوروش دوم بنیان گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان های همگانی و خانه های شخصی و بخشش محکومان اجرا می نمود. این آیین ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می شد. البته در سنگ نوشته های به جا مانده از دوران هخامنشیان، به طور مستقیم اشاره ای به برگزاری نوروز نشده است. اما بررسی ها بر روی این سنگ نوشته ها نشان می دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن های نوروز آشنا بوده اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می گرفته اند. شواهد نشان می دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است. در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می شده است.
نگاره مراسم پیشکش هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط می دانند.

نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می شد. در این دوران، جشن های متعددی در طول یک سال برگزار می شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می شد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه وران و اشراف) به دیدار شاه می آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می آمدند.
شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال های کبیسه رعایت نمی شده است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل های گوناگون سال جاری بوده است. اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.
در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به عنوان عیدی متداول شد.

all about easter nowruz3 خواندنی هایی از عید باستانی نوروز

نوروز پس از اسلام

نقشی از جشن چهارشنبه سوری در عمارت چهل ستوناز برگزاری آیین های نوروز در زمان امویان نشانه ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می کرده اند. با روی کار آمدن سلسله های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد.
در دوران سلجوقیان، به دستور جلال الدین ملک شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یک بار، تعداد روزهای سال را (به جای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، می بایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.
نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزی بر ما نوروز بود.
و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می کنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیم نیز این کار را کرد. همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت کنند. همان روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می کنند و همان روزی است که قائم بر دجال پیروز می شود و او را در کنار کوفه بر دار می کشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

نوروز در دوران معاصر

نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هر ساله برگزار می شود. البته برگزاری جشن نوروز به صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت ها برای مدت زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به گونهٔ پنهانی و یا در روستاها جشن می گرفته اند. همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می گذاشتند؛ به طور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می کردند که آیین های نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند. همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می شناخت.

all about easter nowruz4 خواندنی هایی از عید باستانی نوروز

نوروز در اشعار فارسی

گویندگان ایرانی از دیرباز تاکنون در وصف نوروز و جشن فروردین که همراه مواهب گرانبهای طبیعت و هنگام تجدید عهد نشاط و شادمانی است، داد سخن داده اند و ما در ذیل به برخیاز لطایف اشعار پارسی در این موضوع اشارت می کنیم
فرخی ترجیع بند مشهوری در وصف نوروز دارد که بند اول آن چنین است:
ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید
کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید
چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید
کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید چنان دانی که هرکس را همی زو بوی یار آید
بهار امسال پندار همی خوشتر ز پار آید وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکار اید
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی
منوچهری مسمطی در نوروز ساخته که بند اول آن این است:
آمد نوروز هم از بامداد آمدنش فرخ و فرخنده باد
باز جهان خرم و خوب ایستاد مرز زمستان و بهاران بزاد
ز ابر سیه روی سمن بوی داد گیتی گردید چو دارالقرار
هم او در مسمط دیگر گفته:
نوروز بزرگم بزن ای مطرب نوروز زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز
برزن غزلی نغز و دل انگیز و دلفروز ور نیست ترا بشنو از مرغ نوآموز
کاین فاخته زان کوز و دگر فاخته زانکوز بر قافیه خوب همی خواند اشعار
بوالفرج رونی گوید:
جشن فرخنده فروردین است روز بازار گل و نسرین است
آب چون آتش عود افروزست باد چون خاک عبیر آگین است
باغ پیراسته گلزار بهشت گلبن آراسته حورالعین است
مسعود سعد سلمان از عید مزبور چنین یاد کند:
رسید عید و من از روی حور دلبر دور چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور
رسید عید همایون شها به خدمت تو نهاده پیش تو هدیه نشاط لهو و سرور
برسم عید شها باده مروق نوش به لحن بربط و چنگ و چغانه و طنبور
جمال الدین عبدالرزاق گفته:
اینک اینک نوبهار آورد بیرون لشکری هریکی چون نوعروسی در دگرگون زیوری
گر تماشا می کنی برخیز کاندر باغ هست با چون مشاطه ای و باغ چون لعبت گری
عرض لشکر می دهد نوروز و ابرش عارض است وز گل و نرگس مراد را چون ستاره لشکری
حافظ در غزلی گفته:
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعلست که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
هاتف در قصیده ای گوید:
نسیم صبح عنبر بیز شد بر توده غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا
ز فیض ابر آزادی زمین مرده شده زنده ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا
بگرد سرو گرم پرفشانی قمری نالان به پای گل به کار جان سپاری بلبل شیدا…
همایون روز نوروز است امروز و بیفروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی ماوی
قاآنی در قصیده ای به وصف نخستین روز بهار گوید:
رساند باد صبا مژده بهار امروز ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز
هوا بساط زمرد فکند در صحرا بیا که وقت نشاطست و روز کار امروز
سحاب بر سر اط
فال بوستان بارد به جای قطره همی در شاهوار امروز
رسد به گوش دل این مژده ام ز هاتف غیب که گشت شیر خداوند شهریار امروز

جغرافیای نوروز

منطقه ای که در آن جشن نوروز برگزار می شد، امروزه شامل چند کشور می شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می شود. برخی آیین های نوروز در این کشورها با هم متفاوت اند. مثلاً در افغانستان سفره هفت میوه می چینند؛ اما در ایران سفره هفت سین می اندازند.
جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می شود. همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمین هایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته می شد، اما امروزه جشن هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می شود.
در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹(۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.
در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بین المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.

کشورهایی که نوروز را جشن می گیرند

ایران • افغانستان • تاجیکستان • ترکمنستان • عراق • ترکیه • سوریه • لبنان • جمهوری آذربایجان • ازبکستان • قرقیزستان • قزاقستان • پاکستان
کشورهایی که جشنی مشابه نوروز دارند
ارمنستان • مصر • چین • زنگبار

http://www.asemooni.com/art/history/nowruz

 

قدمت نوروز و وجود این جشن به زمان های پیش از هخامنشیان و مادها برمی گردد زمانی که آریائی ها سرزمین شان را به دو قسمت تقسیم می کردند و دو فصل گرما و سرما داشتند. چنانچه در اوستا آمده است، فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود. بعدها در این دو فصل تغییری پدید آمد و به موجب وندیداد تابستان دارای ۷ ماه و زمستان ۵ ماه گردید. در هر یک از این دو فصل جشنی بر پا می داشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار می رفته است. وجود پایه و اساس جشن های نوروز و مهرگان در آغاز فصول دوگانه آریائی ها گویای آن است که زمینه اصلی پیدایش هر یک از آنها، بزرگداشت سرآغاز سال، توجه به پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر بوده است. با مرور زمان و تحول تدریجی، اوضاع جشن نوروز از آن صورت بسیط نجومی و گاه شناسی بیرون آمد و بعدها جنبه های متعدد دینی و رسمی و سیاسی پیدا کرد. سرانجام این یادگار با سنن دیرین خود از مدتی متجاوز از نه قرن پیش در آغاز برج حمل، جای ثابتی یافت و تنها جشن جهانی است که می توان گفت تمامی جنبه های دینی، رسمی، سیاسی و طبیعی را در خود جای داده است.

 

مهرداد بهار با نظریه وام گیری عید نوروز ایرانیان، از بین النهرین موافق نیست و عقیده دارد از سه هزار سال پیش از میلاد، در آسیای غربی دو عید رواج داشته است. عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار برگزار می شد. بعدها دو عید پاییزی و بهاری به یک عید تبدیل گردید و سر بهار جشن گرفته می شد. به اعتقاد مهرداد بهار، احتمالاً نوروز در ایران قبل از هخامنشیان وجود داشته، در اوستا مطرح نمی شود، چون یک عید ملی محسوب می شده و اوستا یک کتاب دینی است و جشن های خاص خودش را دارد. بعد از گذشت زمان، سرانجام دین زرتشتی، هم جشن مهرگان را که در آغاز، یک عید بومی بوده و هم نوروز را می پذیرد.

جشن زرتشتی فروردگان

از میان سنن دیرین ایرانی، جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه که بر مبنای معتقدات دیرین آریائی ها استوار است، بیش از همه در زمینه اصلی و ابتدایی نوروز تأثیر گذاشته است. جشن فروردگان جشن فروهرها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می شد. فروهرها همان ارواح مردگانند. نام فروردین که آغاز بهار است، برگرفته از نام فروهرهاست. در فروردین یشت آمده است که در مدت جشن فروردگان فروهرهای مؤمنان از اقامتگاه های خود می آیند و مدت ده شب در کنار مردم می مانند، این جشن مربوط به بازگشت مردگان بود. زمان این جشن به حساب گاه شمارهای امروزی، پنج روز آخر اسفند و پنج روز اول فروردین، به حساب می آمد.

درباره پیدایش نوروز و مناسبت تاریخی آن داستان ها و روایات متفاوت بسیار است. در غالب این داستان ها پیدایش نوروز به زمان پیشدادیان نسبت داده شده و از جمشید پادشاه مشهور پیشدادی به عنوان بنیان گذار این جشن یاد شده است. فردوسی در این زمینه چنین سروده است:

همه کردنی ها چو آمد پدید به گیتی جز از خویشتن ندید

چو آن کارهای وی آمد به جای ز جای مهین برتر آورد پای

به فر کیانی یکی تخت ساخت چه مایه بدو گوهر اندر نشناخت

که چون خواستی دیو برداشتی ز هامون به گردون برافراشتی

چو خورشید تابان میان هوا نشسته برو شاه فرمان روا

جهان انجمن شد بر تخت او فرو مانده از فره بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز و فرودین بر آسوده از رنج تن دل زکین

بزرگان به شادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند

چنین روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار

فردوسی

فردوسی

میدان فردوسی رم

ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه در مورد پیدایش نوروز نوشته است که برخی از علمای ایران می گویند سبب اینکه این روز را نوروز می نامند این است که چون جمشید به پادشاهی رسید دین خود را تجدید کرد و چون این کار خیلی بزرگ به نظر آمد و آن روز، روز تازه ای بود جمشید عید گرفت اگر چه پیش از این هم نوروز بزرگ و معظم بود. برخی دیگر از ایرانیان گویند که جمشید زیاد در شهرها گردش نمود و چون خواست به آذربایجان داخل شود بر سریری از زر نشست و مردم او را بر دوش خود می بردند و چون آفتاب بر آن تخت بتابید و مردم آن را دیدند این روز را عید گرفتند و در این روز رسم است که مردمان به یکدیگر هدیه می فرستند.

خیام در نوروزنامه، پیدایش نوروز را از زمان جمشید نخستین انسان در اساطیر مزدیسنا دانسته است.

نوروزنامه

خیام

خیام

سبزه رویانیدن

ابوریحان بیرونی نیز در داستان های پیدایش سبزه های نوروزی آورده است:

شخصی از راه تبرک به این روز در طشتی جو کاشت، سپس این رسم در ایرانیان پایدار ماند، که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات بر هفت استوانه بکارند، و از روئیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند.تقدس عدد هفت نزد ایرانیان بیشتر از این جهت بود که نماینده ۷ امشاسپند است. امشاسپند به هفت فرشته بزرگ که هر یک مظهر یکی از صفات اهورامزداست، گفته می شود.

برخی از محققان عقیده دارند که ترکیب لغوی هفت سین از همین هفت صنف غلات است که ابوریحان به آن اشاره کرده است. به عبارت دیگر هفت صنف که در اوایل ظهور اسلام به پیروی از سنت های باستانی متداول بوده و فقط به جنبه تقدس آن از جهت عدد هفت و زیبایی سبزه های نوروزی، از نظر سنن دیرین، توجه می شده، به تدریج در زبان عامه مردم به این ترتیب تغییر یافته است: هفت صنف، هفت صن، هفت سن، هفت سین و در نتیجه به پیروی از معنی ظاهری کلمه، کم کم چنین پنداشته شده که باید بر سفره نوروزی، هفت چیز که نام آن با سین آغاز گردد، فراهم آید.

هفت سین

هفت سین

شیرینی های نوروزی

در بسیاری ازنقاط ایران با فرارسیدن نوروز، نان و شیرینی پیش از نوروز می پختند و شب عید در سفره ها می گذاردند، آنان این کار را برای خوشامدگویی از ارواح نیاکان انجام می دادند.

امروزه با گسترش زندگی شهرنشینی، پختن شیرینی خانگی برای مراسم عید نوروز در شهرها زیاد مرسوم نیست و مردم برای پذیرایی از میهمانان نوروزی خود شیرینی و آجیل تهیه می کنند، البته پختن شیرینی عید نوروز و نیز آماده نمودن تخم مرغ های رنگی در بسیاری از خانواده های ایرانی همچنان مرسوم است.

شیرنی

شیرینی

سفره هفت سین

از اصیل ترین و جذاب ترین پیک نوروزی می توان به سفره هفت سین اشاره کرد. ایرانیان با فراهم نمودن هفت سین به شماره هفت امشاسپند یا دوازده شماره مقدس برج ها ، اقلامی را در سفره ای در خانه های خود برای حلول و شکوفایی روز نخست بهار فراهم می آورند.در این سفره چیزهایی از قبیل آب و سبزه نماد (روشنایی و افزونی)، آتشدان نماد (پایداری نور و گرما) که بعدها به شمع و چراغ مبدل شد، شیر نماد(نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره)، تخم مرغ نماد (نژاد و نطفه) ، آیینه نماد (شفافیت و صفا) گذاشته می شد.

هفت سین

همچنین سنجد نماد (دلدادگی و زایش وباروری)، سیب نماد (رازوارگی عشق)، انار نماد (تقدس)، سکه تازه ضرب نماد (برکت و دارندگی)، ماهی نماد (ماه سپری شده اسفند)، نارنج نماد (گوی زمین) و گل بید مشک گل ویژه‎ ی اسفند، نماد (امشاسپند سپندارمز) از دیگر این اقلام است.

تخم مرغ

گلاب که بازمانده رسم آبریزان یا آبپاشان است و نان پخته شده از هفت حبوب، خرما، پنیر، شکر، شاخه هایی ازدرخت مقدس انار، بید، زیتون، انجیر در دسته های سه، هفت یا دوازده تایی) و کتاب مقدس از دیگر مواردی بود که در سفره هفت سین گذارده می شد. به همین دلیل ابزار آلات و ظروفی که در ایران ساخته شده، نمایش دهنده ی آداب ایرانیان می باشد.

گلاب  پاش

گلاب پاش

اکنون ایرانیان از رسوم به جای مانده آن دوران، به هفت سین برگرفته از سیر، سرکه، سماق، سنجد، سمنو و سبزه و سیب و گل های خوشبو از قبیل سنبل و سوسن بسنده می کنند.

دکتر بهرام فره وشی (تاریخ شناس) در کتاب جهان فروری، مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی بیان می کند. هفت سینی، بعدها با حذف (یای) به صورت هفت سین درآمده است.هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفره هفت سینی می گویند.

هفت سینی

عمو نوروز و حاجی فیروز

یکی دیگر از نمادهای آمدن نوروز حاجی فیروز است. حاجی فیروز به نوعی با میر نوروزی پیوند داده شده  و از اسطوره های کهن ایرانیان است. کهبا نام خواجه پیروز، یک چهرهٔ افسانه ای در فولکلورِ ایرانیان است که در نخستین روزهای هر سال، در کنار عمو نوروز، به شهرها می آید تا از آمدنِ نوروز به مردم آگهی دهد.

او یک مرد لاغراندام و سیاه رُخ، با کُلاهِ دوکی، گیوه های نوک تیز و جامهٔ سُرخ است که با دایره زنگی و دنبک، به خیابان ها می آید و به رقص، شیرین کاری و خواندنِ آوازِ کوبه ای می پردازد.مهرداد بهار، نویسنده و پژوهشگرِ ایرانی، حاجی فیروز را وابسته به جشن های سیاوش دانسته است. به گفته او:

گمان میرود که این چهره، برگرفته از یکی از اسطوره های تموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میان رودان باستان باشد. او سپس ادعا کرد که چهرهٔ سیاه شدهٔ حاجی فیروز، گویای بازآمدنِ او از سرزمینِ مردگان است و جامهٔ سرخِ او، نشان از خونِ سیاوش دارد.

عمو نوروز

روز عید یا نوروز

در کیهان شناسی نوشته زکریا قزوینی، روایتی از پیامبر اسلام، آمده است که با استناد به قول عبدالصمد بن علی که از قول پدربزرگش، عبدالله بن عباس آن را نقل کرده است، جامی سیمین محتوی شیرینی به پیامبر هدیه شد. پیامبر پرسید «این چیست؟» پاسخ دادند «اینها شیرینی نوروز است». وی گفت «نوروز چیست»؟ پاسخ دادند «عیدی بزرگ برای ایرانیان است». گفت «این روزی است که در آن خدا سپاه را دوباره زنده کرد». پرسیدند «کدام سپاه، ای پیامبر خدا» پاسخ داد «سپاه کسانی که از اقامتگاه های خود از ترس مرگ بیرون آمدند و هزاران بودند و خدا به آنان گفت، بمیرید و بعد آنان را آن روز زنده کرد و روان هایشان را به آنان بازگردانید و به آسمان فرمان داد که بارانی بر آنان ببارد، از این روست که مردمان این رسم را دارند که در این روز آب می پاشند». سپس مقداری از آن شیرینی را خورد و محتوای جام را میان اصحاب خود تقسیم کرد. ابوریحان بیرونی نیز این روایت را در آثار الباقیه آورده است.

بالاخره روز موعود یا نوروز همزمان با آغاز بهار از راه می رسد. در این روز هنگام تحویل سال تمام خانواده اقوام ایرانی در کنار یکدیگر جمع شده و گرد هم می نشستند و منتظر شلیک توپ و آغاز سال جدید می شدند.

سال نویی دگر با خواندن دعای معرب شده و زیبای تحویل یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال ،حول حالنا الی احسن الحال، حلول می کند و با شلیک توپ و آتش بازی در آسمان همگان از حلول سال نو باخبر می شدند.

نوروز

جالب است که در این میان خاطره ای زیبا از جناب پروفوسور حسابی و عید نوروز برایتان باز گو کنیم:

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند و به تعداد میهمانان شمع روشن کرده و توضیح می دهند که ایرانیان همیشه حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. جناب دکتر حسابی تمام نمادهای سفره ی هفت سین را به جمع دانشمندان توضیح می دهد و یک کاسه آب روی میز گذاشته و یک نارنج داخل آب قرار می دهند، آقای دکتر برای میهمانان توضیح می دهند که این کاسه ۱۰ هزار سال قدمت دارد. آب نشانه فضاست و نارنج نشانه کره زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست.

نارنج

اینشتین رنگش می پرد و عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده است؟

می گوید:

ما در مملکت خودمان ۲۰۰ سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد، کلیسا او را به مرگ محکوم کرد; امّا شما از ۱۰ هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید...علم شما کجا و علم ما کجا؟!

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ما وجود دارد شگفت زده شده بودند و از تمدن چند هزار ساله ی ایران سخن می گویند .

خوب است ما که میراث دار این تمدن هستیم، قدر خود و تمدنمان را بدانیم.

انیشتن و دکتر حسابی

دکتر حسابی

این جشن در تمامی کشورهایی که در حوزه فرهنگی ایران قرار دارند و بخصوص در ایران هر ساله با شور و شعف خاصی برگزارمی شود، امید است که تمامی هموطنانمان در سال نو شادی و سلامتی و بهروزی در پیش داشته باشند.

نوروز

برآمد باد صبح و بوی نوروز                  به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال          همایون بادت این روز و همه روز

«سعدی شیرازی»

 

برچسب: نویسنده: علی پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 23:03

صفحه بندی